خانه تنهایی من
 آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد / آنکه تنها شده بسیار ، مرا میفهمد چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام / که فقط ریزش آوار مرا میفهمد . . . از پاسخ من معلمان آشفتند / از دهانشان هر چه در آمد گفتند اما به خدا هنوز من معتقدم / از جاذبه تو ، سیب ها میافتند . . . هر دو چشمان تو دنیای من است ، گر نمیبینم تو را ، یادت نگهدار من است . . . ندارم لحظه ای از تو رهائی / امان از عشق و این رهائی تمام ترس من ناگفته پیداست / مبادا بین ما افتد جدائی

علی تنها

نوازشم کن...!!! نترس....؟؟؟ تنهایی واگیر نداره... آنقدر مرده ام که هیچ چیز نمی تواند مردنم را ثابت کند وآنقدر از این دنیا سیرم که روز مرگم را جشن میگیرم و اگر این دنیا را دوست داشتم روز تولدم نمی گریستم...!!

» صفحه نخست
» آرشیو
» مهر ٩٠ » شهریور ٩٠ » تیر ٩٠ » اردیبهشت ٩٠ » فروردین ٩٠ » اسفند ۸٩ » دی ۸٩ » آذر ۸٩ » مهر ۸٩ » شهریور ۸٩ » امرداد ۸٩ » تیر ۸٩ » خرداد ۸٩ » اردیبهشت ۸٩
» حرف دل(۳٢)
» مرگ(٧)
» تنهایی(٦)
» شعر(٥)
» دکلمه(٤)
» شکایت(٢)
» جیمز بلانت(۱)
» داریوش(۱)
» system of a down(۱)
» مستی(۱)
» michael jackson(۱)
» درباره علی تنها(۱)
» داستان علی تنها(۱)
» من و آینه(۱)

» من تنهایی را پاس کرده ام
» Michael Jackson - Little Susie
» دنیا زیباست!
» از خودم دلگیرم!!
» یکسال گذشت.....!
» سال جدید سال تباهی!!
» به سلامتی آرزو های بر باد رفته.....
» کسی به کمک من می آید
» تولدم مبارک.....
» نفرین نامه.....
 

من تنهایی را پاس کرده ام پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/٢۸
 

تنهایی را سال 85 گرفتم، پاس شدنش سه سال طول کشید. استاد گفته بود برای قبولی باید تنها زندگی کنی! و من سه سال تنها در اتاقی بدون همنشین سوالات تنهایی را حل می کردم.

آه اگر روزی صدای تو، همدم شبهای من باشد

قلعه ی سنگین تنهایی، چهار دیوارش ز هم پاشد

با همان صدای ضخیمش و گیتاری که سالهاست منتظر است نامت در گوشش صدا کند، گاهی اوقات تنهایی هایم را پر می کرد.

بعضی وقتها هم که کار بیخ پیدا می کرد مسافر جزیره ای می شدم، خالی و صمیمی و گرم، که آغوشش برای عشق بازی موجها هنوز بستری نرم بود.

باور کن سخت است بخواهم درسی تکراری را بگذرانم، وقتی تمام فرمولهایش را حفظم و صفحه صفحه ی کتابش را از برم. درس تکراری حوصله ی آدم را سر می برد.

تکرار که می شود دیگر هیچ دارویی درمانش نمی کند. درست می شود همان جزیره، آن روز که غریبه ای رسید و روی قلبش پاگذاشت، می شوی کسی که سالهاست منتظر مانده تا به دلش بگوید کاری نداشته باشد، شاید درد دل دوا شد.

تکراری که می شود حس مبارزه ات را از دست می دهی. مثل آن روزها که مجبور بودی باز ریاضی 1 را پاس کنی تنها به جرم اینکه استاد یادش رفته بود نمره ات را کامل بدهد.

تکراری که می شود دنبال همنشینی و اصلا تنها راه فرار همنشینی است. استاد شاید فراموش کند به تو بگوید تنها نباش ولی تو خوب می دانی امتحان جدید در تنهایی حل نمی شود.

 


 

تاریکی ()

 
 
 

Michael Jackson - Little Susie شنبه ۱۳٩٠/٧/٢
 

Michael Jackson - Little Susie
-----------------------------

Somebody killed little Susie

یک نفر سوزی کوچولو رو کشت
The girl with the tune

دختری آوازه خوان
Who sings in the daytime at noon

دختری که ظهر ها برای خودش آواز میخوند
She was there screaming

اون داشت اونجا جیغ میزد
Beating her voice in her doom

و اینقدر جیغ زد که دیگه صداش در نمیومد
But nobody came to her soon...

اما هیچکس به سراغش نیومد

A fall down the stairs

از پله ها پرت شد پایین
Her dress torn

لباسش پاره شد
Oh the blood in her hair...

آه، موهاش پر از خون شد
A mystery so sullen in air

هوا مه آلود و غم گرفته بود

She lies there so tenderly

اون اونجا معصومانه افتاده بود
Fashioned so slenderly

با اون جسه باریک و قلمیش
Lift her with care,

و او سوزی رو بلند کرد
Oh the blood in her hair...

آه، همینطور که خون از موهاش میچکید. . .

Everyone came to see
The girl that now is dead

همه اومدن تا دختری رو که حالا مرده بود رو ببینن
So blind stare the eyes in her head...

چشمای کور سوزی هنوز باز بود و به مردم خیره شده بود
And suddenly a voice from the crowd said

ناگهان صدایی از جمعیت گفت که
This girl lived in vain

این دختر بیخودی زنده بود
Her face bear such agony, such strain...

چهرش نشون میداد که فشار و رنج زیادی رو تحمل کرده بود

But only the man from next door

تنها مردی که همسایشون بود
Knew Little Susie and how he cried

سوزی کوچولو رو میشناخت، و شروع کرد به گریه کردن
As he reached down

To close Susie's eyes...

همونطور که داشت خم میشد تا چشای کور سوزی رو ببنده


She lie there so tenderly

اون اونجا معصومانه افتاده بود
Fashioned so slenderly

با اون جسه باریک و قلمیش
Lift her with care,

و او سوزی رو بلند کرد
Oh the blood in her hair...

آه، همینطور که خون از موهاش میچکید. . .


It was all for God's sake
For her singing the tune

اون فقط به خاطر خدا میخوند
For someone to feel her despair

تا شاید کسی یاس و نا امیدیش رو درک کنه
To be damned to know hoping is dead and you're doomed

خیلی زجر آوره که بدونی که دیگه برات امیدی وجود نداره و تو محکوم به فنایی
Then to scream out

ولی بعد فریاد بزنی
And nobody's there...

ولی ببینی هیچکس به فریادت نمیاد

She knew no one cared...
خب سوزی میدونست که هیچ کس اهمیت نخواهد داد. . .


Father left home, poor mother died

پدرش خونه رو ترک کرده بود، مادر فقیرشم مرده بود
Leaving Susie alone

و سوزی رو تنها گذاشته بودن
Grandfather's soul too had flown...

روح پدر بزرگش هم رفته بود پیش خدا


No one to care

هیچ کس نبود بهش اهمیت بده
Just to love her

حتی دوسش داشته باشه
How much can one bear

خب یه نفر مگه چقدر میتونه تحمل کنه!
Rejecting the needs in her prayers...
آرزوهایی که تو دعاهاش می کرد پس زده میشدن!

Neglection can kill

Like a knife in your soul

غفلت میتونه مثل یه چاقو روحت رو بکشه
Oh it will

آره همینطور هم خواهد شد
Little Susie fought so hard to live...

اما سوزی کوچولو واسه زنده موندن خیلی مبارزه کرد. . .


She lies there so tenderly

اون اونجا معصومانه افتاده بود
Fashioned so slenderly

با اون جسه باریک و قلمیش
Lift her with care,

و او سوزی رو بلند کرد
So young and so fair

اون خیلی کوچک و معصوم بود. . .



 

تاریکی ()

 
 
» علی تنها
» هر کجا هستم باشم اسمان مال من است
» هر چه گشتم درین شهر نبود اهل دلی
» ღ••.ღدل نوشته های من تنهاღ••.ღ
» یادداشت های یک دانشجو گرافیک
» دست نوشته های یک کاپیتان تنها
» یادت بمونه که تنهام گذاشتی...
» ♥ღ♡ღ♥ღ آری اما اگر ღ♡ღ♥ღ♥
» شاسکول ها به بهشت نمی رن
» یه گونی اس ام اس وشعر طنز
» حرف های نگفته روز نو فکر نو
» فقط گریه سهم چشام بود...
» فقط براي مسعود شجاعي
» ღ.•*پرنسس جوجو *•.ღ
» آزمـــــــــــون زندگـــــــــی
» مطالب مختلف از همه جا
» ...دهکده عاشقان من...
» یادداشت های گمشده
» وب نوشت بهزاد ناظری
» خط خطی های دلم...
» بی گناهی گناه است
» عاشقانه برای عشقم
» خط خطی های ذهنم
» غمگینترین غمگین دنیا
» بی کس تنها نیست
» حرف های یک جوون
» اولین دلتنگیهای من
» اندیشه های ناتمام
» ناگفته های من وتو
» ترانه های سکوت
» تنــــــــــــــهایـــی
» حمام شیشه ای
» مترسان ز آتشم
» منشور اطلاعات
» من و گذشته من
» تمام حرفهای من
» یه روز خوب میاد
» پی نوشت دل
» آبی ترين تشنه
» ساحل تنهایی
» سیاه و سفید
» هوای دلتنگی
» زیر چتر زندگی
» سیاه مشق
» خلوت بوسه
» در قلب منی
» غم و تنهایی
» گلبرگ مغرور
» دل نوشته ها
» تنهاترین تنها
» کمی نزدیکتر
» زن و زن بودن
» دالان تنهایی
» شعر و ترانه
» باران عشق
» پرنده مهاجر
» اشک و جزا
» دوستانه
» سراب یار
» همدردی
» چاردیواری
» افرای پیر
» بی نقاب
» زنان امروز
» یک تن
» راز پرواز
» تنهایی
» بینوایان
» من او
» دیدار
» تلنگر
» بهار
» آغاز
» باران
» سلام
» نازنین
» verio
» صندوق
» پریدخت
» نیازهایم
» سکوت
» در اوج...
» مارمولک
» دیار آشنا
» کوچه باغ
» لبخند ماه
» ...بی صدا
» ماه نشین
» تیک تاک
» امیر حسام
» سد سکوت
» من+تنهایی
» حس غریب
» سگ سکوت
» ظلمت شب
» فریاد بی صدا
» سایه تنهایی
» روزهای ابری
» گیس گلابتون
» غربت نشین
» کوله پشتی
» خواب وخیال
» كمي نزديكتر…
» خنده های آبی
» توهم سرد من
» کیمیای شرقی
» سكوت آسمان
» در حصار تیرگی
» گفتگوی عشق
» صد سال تنهایی
» سلام بر زندگی
» *-:Sete-Lous:-*
» آخـریـن فـــرصت
» عشق آسمانی
» آن شب باراني....
» پر تره ی ذهن من
» دلنوشته های من
» کوچه های پاییزی
» حس غریب عاشقی
» آرزوهای بر جا مانده
» یه کهکشون تنهایی
» دنیای این روزای من
» به سوی ساحلی دیگر
» عشق بدون معشوق
» پرواز را به خاطر بسپار
» چهلمین غروب پاییزی
» دختري از جنس باران
» داستان های من و بوبو
» ...بیشمار نقطه چین ...
» سکوتی به وسعت شب
» غزلی به اندازه ی تنهایی
» اگربامن نبودش هیچ میلی
» وب نوشته های یه بنده خدا
» CounteSs GoddeSs قلمروی
» دلنوشته های عاشق مست
» هر چه میخواهد دل تنگت بگو
» دلم اندازه حجم قفس تنگ است
» الموت شکوه طبیعت ، جلا تاریخ
» من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم!
» علمی ورزشی اقتصادی تفریحی
» و عشق صدای پای فاصله هاست
» ۞ ღ♥ღعشق خدا – تینا ღ♥ღ ۞
» تنهاتر از آنم که به تنهایی بیندیشم...
» قاصدکی در راه است.آغوشت را بگشا...
» دل نوشته های من
  RSS 2.0