|
بازم یه سال دیگه شد ، سالی مث سالای پیش دوباره نسل آدما ، با غم و غصه ، قوم و خویش سالی که توش کامپیوتر با آدما حرف می زنه جای ما بازی می کنه ، گلوله های برف می زنه سالی که باز شروع می شه با هدیه های بهاریش یه سال مث سالای قبل ، غریب و بی طاقت و سرد یه کم خوشی ، یه کم بلا ، یه دنیا غصه ، کلی درد پر از آدمای پر مدعا، به جای عشق می پرستند پول آدما اول سال باز میکنن ، آدما کلی آرزو ظالما ، ظالمن هنوز ، عاشقا زرد و بی قرار و تنها مثل سال پیش میمونن تنها و بی آرزو عاشقا

|