یه دنیا تنهایی
 

علی تنها

گاهی باید از غم نوشت از تنهایی گاهی باید یه آه کشید، گاهی باید چشمارو باز کردو دید تو این دنیا کیو داری؟هیچکس و تو مانده ای و یه دنیا تنهایی..

» صفحه نخست
» آرشیو
» اردیبهشت ٩٢ » فروردین ٩٢ » اسفند ٩۱ » بهمن ٩۱ » دی ٩۱ » آبان ٩۱ » امرداد ٩۱ » تیر ٩۱ » فروردین ٩۱ » مهر ٩٠ » شهریور ٩٠ » تیر ٩٠ » اردیبهشت ٩٠ » فروردین ٩٠ » اسفند ۸٩ » دی ۸٩ » آذر ۸٩ » مهر ۸٩ » شهریور ۸٩ » امرداد ۸٩ » تیر ۸٩ » خرداد ۸٩ » اردیبهشت ۸٩
» حرف دل(٤٤)
» مرگ(۸)
» تنهایی(٧)
» شعر(٦)
» دکلمه(٤)
» شکایت(٢)
» جیمز بلانت(۱)
» داریوش(۱)
» system of a down(۱)
» مستی(۱)
» michael jackson(۱)
» درباره علی تنها(۱)
» داستان علی تنها(۱)
» من و آینه(۱)

» Damn this life
» عیدی دیگر....
» خدایا!
» تنها
» بی سایه...
» غمگینم...
» هیچکس!
» خسته ام!
» زندگی زیبا نیست
» پیر شده ام!!
 

ای گل تازه سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/٧
 

همانطور که قول داده بودم دکلمه زیبای استاد داریوش اقبالی رو میزارم....

البته لینک دانلود این دکلمه هم براتون میزارم....

امیدوارم خوشتون بیاد

 


 

ای گل تازه

ای گل تازه که بویی زوفا نیست تو را ... خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را ... التفاطی به اسیران بلا نیست تو را

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را ... با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را

فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود ... جان من این همه بی باک نمی باید بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی ... همره غیر به گلگشته گلستان باشی

هر زمان با دگری دست به گریبان باشی ... زان بیاندیش که از کرده پشیمان باشی

جمع با جمع نباشند و پریشان باشی ... یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد ... به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

شب به کاشانه ی اغیار نمی باید بود ... غیر را شمع شب تار نمی باید بود

همه جا با همه کس یار نمی باید بود ... یار اغیار دل آزار نمی باید بود

تشنه ی خون من زار نمی باید بود ... تا بدین مرتبه خونخوار نمی باید بود

من اگر کشته شوم باعث بد نامی توست ... موجب شهرت بی باکی و خود کامی توست

دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد ... جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد ... هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

این ستم ها دگری با من بیمار نکرد ... هیچ کس این همه آزار من زار نکرد

گر زآزردن من هست غرض مردن من ... مردم و آزار مکش از پی آزردن من

جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است ... بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است ... روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است

رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است ... جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم ... چون شود خاک بر آن خاک زارت باشم

مدتی هست که حیرانمو تدبیری نیست ... عاشق بی سر و سامانمو تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانمو تدبیری نیست ... خون دل رفته ز دامانمو تدبیری نیست

از جفای تو بدین سانمو تدبیری نیست ... چه توان کرد پشیمانمو تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم ... عاجزم چاره ای من چیست چه تدبیر کنم

نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است ... گل این باغ بسی سر به روان بسیار است

جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است ... ترک زرین کمر موی میان بسیار است

با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است ... نه که غیر از تو جوان نیست جوان بسیار است

دیگری این همه بیداد به عاشق نکند ... قصد آزردن یاران موافق نکند

مدتی شد که در آزارم و می دانی تو ... به کمند تو گرفتارم و می دانی تو

از غم عشق تو بیمارم و می دانی تو ... داغ عشق تو به جان دارم و می دانی تو

خون دل از مژه می بارم و می دانی تو ... از برای تو چنین زارم و می دانی تو

از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز ... از تو شرمنده ای یک حرف نبودم هرگز

مکن آن نو که آزرده شوم از خوی ات ... دست بر دل نهم و پا بکشم از کوی ات

گوشه ایی گیرم و من بر نیایم سوی ات ... نکنم بار دگر یاد قد دلجوی ات

دیده پوشم ز تماشای رخ نیکوی ات ... سخنی گویم و شرمنده شوم از روی ات

بشنو پند مکن قصد دل آزرده ای خویش ... ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ای خویش

چند صبح آیم و از خاک درت شام روم ... از سر کوی تو خودکام به ناکام روم

صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم ... از پی ات آیم و با من نشوی رام روم

دور دور از تو من تیره سرانجام روم ... نبود زهره که همراه تو یک گام روم

کس چرا این همه سنگین دل و بد خو باشد ... جان من این روشی نیست که نیکو باشد

از چه با من نشوی یار چه می پرهیزی ... یار شو با من بیمار چه می پر هیزی

چیست مانع ز من زار چه می پرهیزی ... بگشای لعل شکر بار چه می پرهیزی

حرف زن ای بت خونخوار چه می پرهیزی ... نه حدیثی کنی ازهار چه می پرهیزی

که تو را گفت که به ارباب وفا حرف مزن ... چین برافروزن و یکبار به ما حرف مزن

درد من کشته شمشیر بلا می داند ... سوز من سوخته داغ جفا می داند

مسکن ام ساکن صحرای فنا می داند ... همه کس حال من بی سر و پا می داند

پاکبازم همه کس طوق مرا می داند ... عاشق همچو من از نیست خدا میداند

چاره ای من کن و مگذار که بیچاره شوم ... سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم

از سر کوی تو با دیده ی تر خواهم رفت ... چهره آلوده به خونابه جگر خواهم رفت

تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت ... گر نرفتم ز درت شام سحر خواهم رفت

نه که این بار تو هر بار دگر خواهم رفت ... نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت

چند در کوی تو با خاک برابر باشم ... چند آمال جفای تو ستمگر باشم

چند پیش تو بقدر از همه کمتر باشم ... از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم

میروم تا به سجود بت دیگر باشم ... باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم

خود بگو از تو کشم ناز و تقابل تا کی ... طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی

سبزه ای دامن نسرین تو را بنده شوم ... ابتدای خط مشکین تو را بنده شوم

چین بر ابرو زدن و کین تو را بنده شوم ... گره بر ابروی پر چین تو را بنده شوم

حرف نا گفتن و تمکین تو را بنده شوم ... طرز محجوبی و آیین تو را بنده شوم

اله اله ز که این قائله اندوخته ایی ... کیست استاد تو اینها ز که آموخته ایی

این همه جور که من از پی هم می بینم ... زود خود را به سر کوی عدم می بینم

دیگران راحت و من این همه غم می بینم ... همه کس خرم و من درد و الم می بینم

لطف بسیار طمع دارم و کم می بینم ... هستم و آزرده و بسیار ستم می بینم

خورده بر حرف درشت من آزرده مگیر ... حرف آزرده درشتانه بود خرده مگیر

آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم ... از تو قطع لطف و عنایت نکنم

پیش مردم زجفای تو حکایت نکنم ... همه جا قصه ی درد تو روایت نکنم

دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم ... خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم

لینک دانلود

 


 

تاریکی ()

 
 
» علی تنها
» هر کجا هستم باشم اسمان مال من است
» هر چه گشتم درین شهر نبود اهل دلی
» ۞ ღ♥ღعشق خدا – تینا ღ♥ღ ۞
» و عشق صدای پای فاصله هاست
» الموت شکوه طبیعت ، جلا تاریخ
» یادت بمونه که تنهام گذاشتی...
» من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم!
» شاسکول ها به بهشت نمی رن
» حرف های نگفته روز نو فکر نو
» فقط گریه سهم چشام بود...
» هر چه میخواهد دل تنگت بگو
» مطالب مختلف از همه جا
» غزلی به اندازه ی تنهایی
» ღ.•*پرنسس جوجو *•.ღ
» سکوتی به وسعت شب
» وب نوشت بهزاد ناظری
» به سوی ساحلی دیگر
» خط خطی های ذهنم
» بی گناهی گناه است
» عاشقانه برای عشقم
» عشق بدون معشوق
» آرزوهای بر جا مانده
» دل نوشته های من
» بی کس تنها نیست
» اندیشه های ناتمام
» پر تره ی ذهن من
» ناگفته های من وتو
» تنــــــــــــــهایـــی
» دلنوشته های من
» مترسان ز آتشم
» عشق آسمانی
» آخـریـن فـــرصت
» حمام شیشه ای
» تمام حرفهای من
» زیر چتر زندگی
» آبی ترين تشنه
» ساحل تنهایی
» گفتگوی عشق
» توهم سرد من
» خنده های آبی
» پی نوشت دل
» سایه تنهایی
» غم و تنهایی
» غربت نشین
» تنهاترین تنها
» گلبرگ مغرور
» خواب وخیال
» روزهای ابری
» در قلب منی
» دل نوشته ها
» حس غریب
» من+تنهایی
» شعر و ترانه
» سد سکوت
» دوستانه
» زنان امروز
» در اوج...
» ماه نشین
» بی نقاب
» کوچه باغ
» دیار آشنا
» راز پرواز
» نیازهایم
» تنهایی
» صندوق
» نازنین
» verio
» دیدار
» سلام
» باران
» بهار
» من او
» B.F.F
» تلنگر
» یک تن
» سکوت
» پریدخت
» بینوایان
» مارمولک
» ...بی صدا
» افرای پیر
» همدردی
» لبخند ماه
» تیک تاک
» سراب یار
» چاردیواری
» پرنده مهاجر
» باران عشق
» اشک و جزا
» زن و زن بودن
» خلوت بوسه
» فریاد بی صدا
» سگ سکوت
» سیاه مشق
» دالان تنهایی
» کمی نزدیکتر
» گیس گلابتون
» کوله پشتی
» ظلمت شب
» در حصار تیرگی
» کیمیای شرقی
» كمي نزديكتر…
» سكوت آسمان
» هوای دلتنگی
» سیاه و سفید
» من و گذشته من
» سلام بر زندگی
» صد سال تنهایی
» *-:Sete-Lous:-*
» یه روز خوب میاد
» منشور اطلاعات
» ترانه های سکوت
» کوچه های پاییزی
» آن شب باراني....
» حرف های یک جوون
» حس غریب عاشقی
» اولین دلتنگیهای من
» یه کهکشون تنهایی
» دنیای این روزای من
» چهلمین غروب پاییزی
» غمگینترین غمگین دنیا
» دختري از جنس باران
» پرواز را به خاطر بسپار
» داستان های من و بوبو
» یادداشت های گمشده
» ...دهکده عاشقان من...
» اگربامن نبودش هیچ میلی
» آزمـــــــــــون زندگـــــــــی
» فقط براي مسعود شجاعي
» CounteSs GoddeSs قلمروی
» دلنوشته های عاشق مست
» یه گونی اس ام اس وشعر طنز
» ♥ღ♡ღ♥ღ آری اما اگر ღ♡ღ♥ღ♥
» دلم اندازه حجم قفس تنگ است
» علمی ورزشی اقتصادی تفریحی
» یادداشت های یک دانشجو گرافیک
» دست نوشته های یک کاپیتان تنها
» تنهاتر از آنم که به تنهایی بیندیشم...
» قاصدکی در راه است.آغوشت را بگشا...
  RSS 2.0