هیچکس!

خواستم بگویم کیستم....
دیدم نگفتن بهتر است! چه سود آنکه با من نمی ماند.
همان بهتر که نشناسد.
مرا...!آنکس که می ماند خود خواهد شناخت!

/ 9 نظر / 18 بازدید
بلاگ دایر

وبلاگ خود را به فهرست وبلاگ های فارسی اضافه کنید. www.blogdir.ir

Me

شاید شناختن دلیل ِ ماندن شد .. [گل]

بهناز

سلام خیلی زیبا و غم انگیز بود[گل]

بهناز

سلام خیلی زیبا و غم انگیز بود[گل]

ندا

قشنگ بود:-)

ونوس

سلام.آپم.خوشحال میشم بهم سربزنی

hanieh

چه قانون ناعادلانه ای ! برای شروع یک رابطه هر دو طرف باید بخواهند اما برای تمام شدنش همین که یک نفر بخواهد کافیست...

sara

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد